Doodara

پو و شروع یک قهرمان

Nazanin Saraie

About this story

پو و شروع یک قهرمان

by Nazanin Saraie · Watercolor · Ages 3–5 · 10 pages

غروب، پو کنار فانوس‌های روستا یک لگد کونگ‌فو تمرین کرد. کوه‌ها در مه بنفش آرام گرفته بودند.

Read the full story text

غروب، پو کنار فانوس‌های روستا یک لگد کونگ‌فو تمرین کرد. کوه‌ها در مه بنفش آرام گرفته بودند.

پو بیش از اندازه چرخید و به سطل خورد. غِل‌غِل‌کنان داخل دستهٔ کاه افتاد و فانوس‌ها لرزیدند.

روستا خوابید و ناگهان همهٔ چراغ‌ها خاموش شدند. پو از زیر شاخه‌ای افتاده صدای ریزی شنید: «کمک!»

پو سینه‌خیز از میان علف‌های خیس جلو رفت. زیر شاخه، خرگوش کوچکی گیر افتاده بود.

پو شاخه را کشید، اما تکان نخورد. بعد هل داد، لیز خورد و با صدای «پوف!» در گل نشست؛ خرگوش گفت: «کمک!»

پو هر دو پا را محکم روی زمین گذاشت. با یک «قژژژ!» شاخه بالا رفت و خرگوش آزاد شد.

برگ‌ها مثل پتوی سبز و طلایی روی پو و خرگوش ریختند. روستایی‌ها با فانوس‌های روشن از راه رسیدند.

پو خرگوش را تا جای امن برد. روستایی‌ها کف زدند و پو برای تشکر خم شد.

خم پو زیادی عمیق شد و دوباره داخل کاه افتاد. «پوف!» خرگوش جست‌وخیز کرد و فانوس‌ها روشن‌تر درخشیدند.

زیر نور فانوس‌ها، پو دوباره تمرین کرد. یک لگد لرزان، بعد یکی دیگر؛ خرگوش کنار او بالا و پایین پرید.