Doodara

معلم مهربان

Hoda Ayatollahi

About this story

معلم مهربان

by Hoda Ayatollahi · Watercolor · Ages 3–5 · 16 pages

کلاس رنگارنگ بود. خانم مهتاب با لبخند وارد شد.

Read the full story text

کلاس رنگارنگ بود. خانم مهتاب با لبخند وارد شد.

خانم مهتاب دستش را دراز کرد. یک کودک کوچک از پشت پای مادرش بیرون را نگاه می‌کرد.

خانم مهتاب یک تکه پازل پرنده‌شکل به او نشان داد.

جیک! کودک گوش‌هایش را بست. هنوز ساکت بود.

خانم مهتاب کنارش نشست و صندلی خالی را تکان داد. زنگ خورد.

خانم مهتاب کتابی با بال‌های نقره‌ای دراز کرد و درباره پروانه شب خواند.

انگشت کودک بال نقره‌ای را دنبال کرد. سرش را بالا آورد و شانه‌هایش آرام شد.

خانم مهتاب از بچه‌ها خواست بگویند چه چیزی را دوست دارند.

کودک بلند شد. آرام گفت: دوست دارم آسمان شب...

کلاس ساکت شد. بعد همه فریاد زدند.

یکی نمودار ستاره‌ای را بالا گرفت. دیگری چراغ‌قوه را بیرون آورد.

"نشان بده!" همه فریاد زدند.

کودک ستاره‌های بزرگی روی دیوار آبی کشید. بچه‌ها دور هم جمع شدند.

بچه‌ها نشان می‌دادند و می‌خندیدند.

خانم مهتاب در صندلی‌اش نشست و به همه نگاه کرد.

کلاس پر از صدای شاد و رنگ‌های روشن بود.