Doodara

نورا و سگ‌های نگهبان

Jong

About this story

نورا و سگ‌های نگهبان

by Jong · Watercolor · Ages 3–5 · 8 pages

نورا درِ باغچه را باز کرد. آرام از کنار سه سگ خوابیده رد شد. علف زیر پایش خش‌خش کرد.

Read the full story text

نورا درِ باغچه را باز کرد. آرام از کنار سه سگ خوابیده رد شد. علف زیر پایش خش‌خش کرد.

نورا به سمت توپ دوید. ناگهان یک سگ بزرگ سرش را بالا آورد. «فوف!» نورا خشکش زد.

نورا سعی کرد از کنار سگ دوم رد شود. سگ غذا خوردنش را متوقف کرد. با چشم‌های درشت به او خیره شد.

نورا رسید پیش توپ! سگ سوم ناگهان پرید و پارس کرد. توپ از دستش خورد و دور شد.

توپ دور می‌رفت. سگ خال‌دار دنبال آن دوید. نورا خندید و از پشت سرشان دوید.

همه سگ‌ها بیدار شده بودند. هر سه دنبالش دویدند. نورا دیگر نمی‌ترسید.

نورا توپ را برداشت. سگ‌ها دورش حلقه زدند. نورا خندید. حالا همه با هم بازی می‌کردند.

صبح زیبایی بود. نورا و سه دوست سگ، تا وقتی خورشید بالا رفت، در حیاط دویدند و بازی کردند.